شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۵۰۵)


سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.

****

1. ‏‏فردوسی پور.فوتبال گزارش میکنه.نود با اون حجم و میسازه.استاد دانشگاه هست.داره دکتری هم میخونه…..من یادمه دانشجو بودم صبح کلاس اول و خوابم میبرد میگفتم امروز دیگه فایده نداره تا غروب میخوابیدم!

2. ‏‏‏‏يه دفعه هم رفتيم كافه صبحانه بخوريم، صبحانه انگليسي با نون بربري برامون اوردن! خود انگليس پشماش ريخته بود ميگفت پسر چرا به فكر خودم نرسيد!!

3. ‏‏‏‏‏‏توى فودكورت، باباهه يه ساندويچ براي دوتا پسر كوچيكش گرفت؛گذاشت رو ميز، به يكيشون گفت: “تو نصف كن” به اونيكى: “و تو انتخاب كن” مات و مبهوت نحوه تربيت وعدالت اين مرد شدم!! يعني اگه اولى يه وقت عمدا نامساوى نصف كنه، دومى حق داشته باشه كه اول انتخاب كنه!

4. ‏‏‏‏‏‏خود یوسین بولت پنجاه سالگی به بعد یه گاز پیک نیک میزاره جلوش پاهاشو میندازه روهم میشینه تریاک میکشه، بعد این بابای رفیق ما تو سن شصت سالگی ترک کرده یه ماه بعدش رفته تو پارک ورزش کنه سکته کرده افتاده مُرده!

5. ‏‏‏تو شمال مغازه ها دو نوع مربا دارند کارخونه ای و خونگی، فرقشون هم تو اینه که واسه خونگی ها برچسب کارخونه رو از روش کندند درش هم شل کردند!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

وقتى تو پذيرايى خوابيدى و بيدارت ميكنن برى تو اتاقت

 

6.‏ ‏خدا نکنه جورابت یه ذره سوراخ بشه، دیگه پنتاگون هم دعوت بشی از سیستم آلاچیق و پشتی واسه پذیرایی استفاده میشه و باید کفشاتو در بیاری؟!

 

7. ‏این پولدارا چجوری صبحونه خیلی باکلاس طور دو لقمه با پنیر میخورن و از روش آب پرتغال مینوشن سیر میشن؟ من که تا یه بربری رو با چایی شیرین نخورم اصلا انگار صبحونه نخوردم!

8. ‏‏‏دخترا وقتی میگن مرد سن بالا دوس داریم تو تصوراتشون جورج کلونیه درصورتی که یه فتحعلی اویسی قسمتتون میشه!

9. ‏مهندسین کارخونه اپل یکسال مهندسی دقیق میکنن، دهنشون سرویس میشه،روز رونمایی اپل جدید با افتخار از محصولشون پرده برداری میکنن،هنوز سمینار تموم نشده یه یارو چینیه از پشت پرده میاد عین همون گوشیو میده دستشون میگه حاجی شرمنده دیر شد پیچ گوشتی دوسو دم دستم نبود. بفرما این رم هم میخوره!!

10. این رستوران گرونا فقط پول جاشونو میگیرن یه استیک سفارش دادم مزه لاستیک میداد،اصلا رضایتمو جلب نکرد متاسفانه (در فلافلی محل ملتمسانه درخواست سس اضافی میکند)!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

‏هر کی عکس اینجوری از بچگیش نداره از ما نیست

 

11. ‏‏‏تو فیلمای ایرانی می‌خوان بهشتو نشون بدن صدای بلبل پخش میکنن! اینو که شمال هم داره اگه راس میگی حوری نشون بده! والا!

12. ‏‏یه رفیق نتورکر داشتم، رفت روکش صندلی و رینگ مازراتی خرید و بهمون میگفت بزودی پولدار میشم و میرم خود مازراتی رو هم میخرم پولدار که نشد هیچ، الان 8 ماهه داره قسط روکش صندلی و رینگ میده :|!

 

13. ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏یه جوری اسمش سبزی خوردنه انگار ما بقیه ی سبزی ها رو برای مطالعه ی بیشتر میخریم!

14. ‏‏‏‏یه بار تو کافه یه چیزی سفارش دادم ظرفش مثل وسائل آزمایشگاه بود انقدر پیچیده بود نفهمیدم باید چیکارش کنم. تلفنمو الکی برداشتم گفتم: نه بابا کی الان؟ باشه باشه اومدم. سریع پاشدم رفتم!

15. ‏‏‏تو رو خدا برای تلگرامتون عکس بذارید، بدون عکس حروف اول اسم و فامیلتون می‌افته فکر می‌کنم بلاکم کردید مجبور میشم بلاکتون کنم همدیگرو از دست میدیم!
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

جوری که رفیقام توو مشکلات کمکم میکنن

 

16. ‏‏‏‏‏‏‏به میوه فروشه میگم این فلفل ها تند که نیس؟گفت نه بابا گفتم من فلفل تند میخوام گفت تنده بابا دروغ گفتم!

17. ‏‏‏‏بعضی مواقع که به صدای ضبط شده ی خودم گوش میدم، دلم میخواد از هرکسی که توی عمرم باهاش حرف زدم حلالیت بطلبم!

18. ‏‏‏‏دیگه فصل سرما تموم شد متاسفانه. خوبیش این بود که جیب زیاد داشتیم. حالا مجبورم تو فصل گرما پالون بندازم رو خودم واسه وسایلی که تو جیبم میداشتم!

19. ‏بابام يه پيكان ٦٥ داشت وقتي روشن ميكرد محل همه به آسمون نگاه ميكردن و دنبال هلي كوپتر ميگشتن:)))!

 

20. ‏‏‏‏‏من هر وقت اعتماد بنفسم پایین میاد میرم به یکی از بوتیک های شهرمون مراجعه میکنم تا با تعریف و تمجیدهای فروشنده دوباره اعتماد بنفسم بدست بیارم!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

قائله ختم به خیر شد :))))

 

21. ‏‏‏کاش فصل بعدی پایتخت کارگردانش نقش باباپنجعلی رو بده به من، همراه گروه هستم هر قسمت یه بار میگم نَخِردَم و یه سیلی به بهتاش میزنم پول هم نمیخوام یه جای خواب و یه وعده غذای گرم کافیه!

22. ‏‏‏ ‏‏‏‏‏واقعا خدارو شاکرم از سربازی زنده بیرون اومدم چون تمام دیوونه هایی که شما از مسلح نبودنشون خوشحالید اونجا مسلح بودن!

23. يه بارم گوشيم از دستم افتاد رو لبتاپم LCD هردو شكستن براي اولين بار تو زندگيم با يه تير دو نشون زده بودم :/!

24. ‏‏‏‏‏‏‏الان گوشی میبرن تو مدرسه لایو برگزار میکنن بعد اونوقت ما اگه گوشی باخودمون میبردیم از ترسمون تو گلدون کلاس چالش میکردیم که یوقت پیداش نکنن!

25. ‏‏یه کابل AUX خریدم ۲ تومن وقتی باهاش آهنگ گوش میدم صدای قل‌قل مواد مذاب میده، فک کنم از آهنهای بازیافتی بشکه‌های قیر درستش کردن!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

مدل موی رحمان و رحیم در سریال پایتخت

26. ‏حمید هیراد گفته شعرهایم را در تنهایی مینویسم، همون دیگه، در تنهایی می نویسی این شده، اگه دوتا مراقب بالا سرت باشن نتونی کتاب باز کنی تقلب کنی اینجوری نمیشد!

27. رفتم تو پارک نشستم یه کتاب از کیفم ‌دراوردم شروع کردم به مطالعه کردن، یکم اطرافمو نگاه کردم دیدم هیچ دختری نیست نگام کنه، گوشیمو دراوردم وای فای مغازه کناریمو هک کردم!

28. ‏‏سعدی هم میدونسته پیام رسان سروش چت های مردم رو میخونه و گفته: “دو کَس بر حدیثی گمارند گوش / از این تا بدان، ز اهرمن تا سروش”!

29. ‏‏‏‏‏‏‏رفتم تونل وحشت شهربازی قسمت آخرش یه اتفاقی افتاد چنان جیغی زدم که اسکلته اومد گفت داداچ به خدا من الکی ام. کاری نمیتونم بکنم. دست بزن بهم ببین!

30. ‏‏‏‏‏‏وسط پایتخت انقد تیزر به وقت شام پی در پی پخش میشه که اصن میتونی بری سینما فیلمو نگا کنی بعد بیای ادامه نقیوببینی!
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

فکر می‌کردم فقط آرایشگر محل ما هنرمنده

31.‏ وقتی رو بنر تولید چین مینویسید حمایت از کالای داخلی آدم قشنگ یاد اون آهنگ سیاوش قمیشی میفته که میفرمایند: رو درخت با نوک خنجر زنده باد درخت نوشتیم!

32. ‏تو سریالِ پایتخت بابا پنجعلی همش سه تا دیالوگ حفظ کرده: نَغیه! نَهار نَخِردَم! بوریم علی‌آباد! پشمایِ تارانتینو و اسکورسیزی ریخته از تیپ‌سازی‌هایِ آقایِ خمسه!

33. ‏‏در آینده یک کارخونه همبرگر سازی میزنم که برگرهاشو بصورت مثلث و مربع تولید کنم. فقطم به این دلیل که بابام دیگه نگه همبرگرد.!

34. ‏‏‏‏‏‏تجربه ولگردی در تهران: عزیز یه لحظه = پول می‌خواد آقا ببخشید = آدرس داداش = آتیش، فندک :/

 

35.‏‏ ‏‏دکتره انقدر بدخط بود برام آنتی بیوتیک نوشته بود داروخونه بهم شیاف داد. یه هفته هر ۸ ساعت شیاف میخوردم!
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

نقش خانواده‌‌ی من تو حل مشکلاتم