طنز؛ چند نکته درباره اسباب‌کشی


ویژه نامه بی قانون – طیبه رسول زاده: فکر نکنید کسایی که اسباب کشی کردن و دیگه خونه تکونی ندارن آدمای خوشبختی هستن. اینا دردای بزرگ تری دارن که من اینجا فقط به چندتاش اشاره می کنم:

1. وقتی اسباب کشی می کنید دیگه وسیله ای برای استفاده یا لباسی برای پوشیدن باقی نمی مونه. دیده شده همه خانواده یه زیرشلواری داشتن که به نوبت می پوشیدن، روی یه بالشت می خوابیدن و با یه قاشق غذا می خوردن. یعنی ممکنه مثل بچه های آسمان شما کفش برادرت رو بپوشی بری دانشگاه، بعد بدو بدو برگردی تا اون بتونه با کفشش بره سر کار. بعد اون بدو بدو برگرده تا بابات بتونه شب با همون کفش بره دستشویی.

2. معمولا تو اسباب کشی حاضر نیستید یه سری وسایل رو دور بریزید. هر کس می خواد یه نشونه از شکستاش تو زندگی رو به عنوان یادگاری نگه داره تا چراغ موفقیت های آینده اش باشه. مثلا شما التماس می کنی مادرت دبه های خالی ترشی رو با خودش نیاره خونه جدید. بعد خودت از کتاب ریاضی دو که بعد از سه ترم به زور با 10 پاسش کردی، دل نمی کنی. بابات اون یه لنگه دمپایی باقی مونده از نبرد با گربه های کوچه رو به عنوان نشونه پیروزی نگه داشته. داداشت هم این وسط میگه «هر کی دست به فیلمای سگای من بزنه کل وسایلش رو می ریزم تو کوچه.»

چند نکته درباره اسباب‌کشی

3. تو هر خونه ای باید یه نفر باشه که وسایل رو درست بسته بندی کنه. این کار تخصص مادرا و خواهرای متولد دهه پنجاهه. بعضی از مادرا این قدرت رو دارن که که تو یه جعبه کفش، سرویس قابلمه، چرخ گوشت، یه شیلنگ چهل متری، کل دکوریای جهیزیه شون و یه گوشکوب رو در حالی که لای لباسای زمستونی پیچیدن، جا بدن. درواقع اون گوشکوب خلل و فرج بین چرخ گوشت با شیلنگ رو پر کرده. او وقت توی جعبه هایی که شما بستی یه بادکنک باد شده است که عشقت روز تولدش یادش رفته بترکونه، توی بعدی دو تا خودکار و یه کتاب «بتن، چرا و چگونه» و چهار تا برگه تمرینه که توی مقنعه ات پیچیدی تا یه موقع ضربه نخورن.

4. یه وقتایی امکان داره بتونید اسباب کشی رو بپیچونید. برای بچه ها بهترنی زمان قبل از کنکور و امتحانات پایان ترمه که حتما باید تو کتابخونه درس بخونن وگرنه نمی تونن تمرکز کنن. یا وقتی که اسباب کشی همزمان با اعزام به خدمت شون باشه، البته اگه آموزشی لب مرز نیفتن. پدرا هر لحظه که بخوان می تونن بگن حجم کار تو شرکت زیاد شده یا تا شما وسایل رو جمع می کنید من یه سر برم ماموریت و برگردم. ولی برای مادرا هیچ راه فراری وجود نداره. بیخود نیست که میگن سلطان غم مادر.

5. چون موقع اسباب کشی همه میرن، کسی دور و برتون نیست، مجبورید از کارگرای خدماتی متخصص کمک بگیرید. این عزیزان به اندازه یه جراح مغز دقیق و به اندازه یه عاشق زودرنجن. یعنی اگه بهشون بگی یازده تا پله تا واحد شما وجود داره و اونا بفهمن دوازده تا پله بوده، طبق چیزی که طی کردن تو همون پله یازدهم اثاثا رو خالی می کنن. یا اگه بفهمن شما یه پاگردی تو پله ها داشتی و درباره اش به کسی چیزی نگفت، خیلی به دل می گیرن و باید کلی هزینه کنی تا از دل شون دربیاری. این کارگرا هستن که تصمیم می گیرن جای هر چیز کجاست. پس بذارید تخت رو ببرن تو آشپزخونه، جعبه ظرفا رو ببرن تو سرویس بهداشتی، و یخچال رو بذارن دم در. وقتی دارن اثاثیه ای که توی یه پراید وانت جا می شه رو تو دو تا کامیون جا میدن حتما یه دلیل محکمی دارن. پس به جای این که غر بزنید، سرش رو بگیرید.

6. وقتی دارید اسباب کشی می کنید بهترین فرصته که بعضی وسایل رو مال خود کنید. یعنی اگه سه روزه جعبه پی اس چهار برادرتون وسط اتاق افتاده می تونید به بهانه باز کردن جعبه ها، اون رو توی اتاق تون وصل کنید. یا لباسای قشنگ مادرتون رو اشتباهی توی کشوی خودتون بذارید. البته اگه دیدید باباتون از وقتی اومدید خونه جدید به جای عطر تیرز، بوی کوکوشنل میده فوری ادکلن هاتون رو چک کنید. چون هر تکی یه پاتکی داره.

7. اگه روی هر جعبه ننویسید چی توش بوده ممکنه برای پیدا کردن یه قاشق، سیزده تا کارتن روبگردید. آخرش بفهمید قاشق و چنگالا رو توی گونی ریختن. البته لازم هم نیست خیلی دقیق بنویسید: «زیر سیگاری، اون قوریه که مامان خیلی دوستش داره، قندونی که عمه شهلا چشم روشنی آورده، کتونی قدیمیای ممد و زیرشلواری راه راه بابا». همین که معلوم بشه تو جعبه چیه و مال کیه کافیه.

8. درسته به همه وسایل تون تعلق خاطر دارید و سعی می کنید توی اسباب کشی چیزی جا نمونه، ولی دیگه کولر و پرده و لامپ دستشویی و سنگ روی اپن، به مستاجر بعدی تعلق داره. می دونم شما دوساله تو این خونه اید و با همه اینا خاطره دارید ولی مطمئن باشید شبیه اش تو خونه بعدی هم وجود داره. پس بذارید یه سینک دستشویی و شیرآب برای بعدیا بمونه.

9. یکی از معدود خوبیای اسباب کشی اینه که اجاق گاز تعطیله و چند روزی می تونید غذای بیرون رو تجربه کنید. درسته از ده وعده ممکن، شش تاش رو فلافل میخورید، سه تاش رو حالا یه حاضری ای چیزی می خورید و یه وعده هم روز اثاث کشی، باباتون کباب می خره که جون داشته باشید تا آخر شب کار کنید، ولی به این فکر کنید که اگه گاز وصل بشه مجبورید تو دو باطل استانبولی، پلوعدس، املت، سوپ سفید بیفتید.

10. ولی اسباب کشی برخلاف ظاهر بدش جزو مقوله هاییه که می تونی باهاش شوآف کنی و کلی فالوئر بگیری. همین جمله «اسباب کشی خر است» یا به عکس از جعبه های جمع شده کمتر از 100 تا لایک و فیو نداره. تازه یه عده هم میان زیرش کامنت می ذارن: «خسته نباشد، کمک نمی خواهید بانو؟»