‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟


دیبا: تحقیقات نشان می‌دهند که حل کردن معما و پازل برای مغز بسیار مفید است، ذهن و حافظه را تقویت می‌کند و به شما یاد می‌دهد به جزئیات کوچک توجه کنید. علاوه بر این سرگرم کننده و لذتبخش است. پس بیایید چند معمای ساده را با هم حل کنیم.

معمای شمع

پیرمردی با سه دخترش در یک دهکده زندگی‌ می‌کرد. روزی پیرمرد به سختی بیمار شد و مرگ به سراغش آمد. دختر بزرگتر از مرگ خواست اجازه بدهد پدرش دو سال دیگر زندگی کند و مرگ موافقت کرد. دو سال بعد مرگ بازگشت، دختر دوم از مرگ خواهش کرد و مرگ قبول کرد پیرمرد یک سال دیگر هم زنده بماند. یک سال بعد مرگ بازگشت و این بار دختر کوچکش با یک شمع آمد و از مرگ خواست اجازه بدهد تا زمانی که این شمع بسوزد پدرش زنده بماند. مرگ قبول کرد. همان طور که دختر کوچک نقشه کشیده بود مرگ هرگز بازنگشت.
سوال: او چه نقشه‌ای کشیده بود؟
‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟

 


معمای نردبان

پل روی یک نردبان ۲۵ متری ایستاده بود که لیز خورد و روی زمین افتاد. اما نمرد و آسیب جدی ندید.
سوال: چطور چنین چیزی ممکن است؟

 

‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟


معمای سکه‌ها

دو سطل آب داریم، داخل سطل اول آب با دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و داخل سطل دوم آب با دمای ۲۵ درجه فارنهایت وجود دارد. دو سکه را از ارتفاع یکسان داخل سطل‌ها میندازیم و هر دو همزمان با سطح آب برخورد می‌کنند.
سوال: کدام سکه زودتر ته سطل می‌رود؟

 

‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟


معمای چمن

در یک مزرعه یک قطعه زمینی از چمن‌های سحرآمیز وجود دارد که هر روز دو برابر می‌شود. اگر روز اول یک متر چمن داشته باشیم روز دوم دو متر داریم و به همین ترتیب زیاد می‌شود. ده روز طول می‌کشد تا چمن‌ کل مزرعه را بپوشاند.
سوال: چند روز طول می‌کشد تا چمن‌ها نیمی از مزرعه را بپوشانند؟

 

‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟

 


معمای سیب

۱۰ نفر در یک اتاق هستند. همه آن‌ها می‌توانند کل اتاق و یکدیگر را ببینند.‌ می‌خواهیم یک سیب را طوری در اتاق قرار دهیم که همه به جز یک نفر آن را ببینند.
سوال: سیب را کجای اتاق بگذاریم؟

 

‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟


معمای اتومبیل‌ها

 

دو اتومبیل در یک خیابان هستند، اتومبیل آبی با سرعت ۶۰ کیلومتر بر ساعت و اتومبیل قرمز با سرعت ۴۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می‌کنند. هر دو همزمان شروع به حرکت‌ می‌کنند، اما در یک نقطه به هم می‌رسند.
سوال: چطور چنین چیزی ممکن است؟

 

‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟

 


معمای درخت سیب

دو دوست به نام‌های آنه و ماری برای پیاده‌روی به جنگل می‌روند. ناگهان باران شدیدی شروع به بارش می‌کند. آن‌ها یک خانه متروکه می‌بینند و تصمیم می‌گیرند در آن پناه بگیرند. وقتی باران قطع می‌شود، آن‌ها خشک، ولی بسیار گرسنه هستند؛ بنابراین از مسیرهای مختلف می‌روند تا میوه پیدا کنند. آنه یک درخت سیب پیدا می‌کند، ولی به محض اینکه یک سیب می‌خورد تبدیل به درخت می‌شود. نیم ساعت بعد ماری به آنجا می‌رسد و این صدا را می‌شنود: «دوستت تبدیل به درخت شده، باید او را پیدا کنی تا به حالت عادی بازگردد. فقط یک شانس داری. اگر اشتباه کنی دوستت برای همیشه درخت می‌ماند.»

سوال: ماری چطور فهمید دوستش کدام درخت است؟

 

‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟

 


کدام مرد بیشترین وزن را حمل می‌کند؟
‌می‌توانید این معما‌های ساده را حل کنید؟

 

پاسخ این قسمت در مطالب فردا منتشر خواهد شد.